Saturday, July 31, 2010

بزرگترین خیانت آدم در حق خودش
باز کردن دریچه هایی است که سالها به روی دیگران بسته
وقتی تنهایی ات را در معرض حضور قرار دهی
باید تاوان شکست حصار تنهایی را بپردازی

Monday, July 19, 2010

بازیگر خوبی شده ام این روزها
همه جا و پیش همه در حال بازی کردن هستم
بازی نقش خودم، خود قبلی ام
خوب بازی می کنم
با صدای بلند حرف می زنم، جوک تعریف می کنم، شادم، حتی می خندم
تنها که می شوم از نقش بیرون می آیم
چقدر خسته ام، کاش می توانستم بخوابم

Wednesday, July 14, 2010

می دونی اینکه آدم دلتنگ کسی بشه یعنی چی؟
اینکه همه وجودت بشه دلتنگی یعنی چی؟
اینکه دلتنگی مثل آمپول دندونپزشکی
جسم و روحت رو بی حس کنه یعنی چی؟
می فهمی؟
نه
به قول خودت تو نمی فهمی

Sunday, June 27, 2010

شروع
در را که می بندم، دلتنگی ام پشت در جا می ماند
از تمام دلتنگی ام تهی می شوم
.
پایان
در را که پشت سرت می بندی، انگار چیزی تمام می شود
از تمام تو تهی می شوم

Monday, May 31, 2010

دقت که می کنم دوستان خیلی خوبی دارم
دوستانی که به دوستی شان افتخار می کنم
دوستانی دارم که معمولا نیستند
دوستانی برای نبودن،آنجا که باید،
نبودن

Saturday, May 22, 2010

خرداد پر از حادثه

دیشب با این جمله نوشته ام را شروع کردم
امروز اول خرداد است، ماه من آمد
و وقتی خرداد پارسال را مرور کردم، نوشته ام رنگ سبز غمزده ای به خود گرفت

Wednesday, May 19, 2010


آدمها همیشه برای نبودن تصمیم می گیرند، نه برای بودن